از دست دادن فرصت ها، جزئی از جریان زندگی است. نمی توان با این موضوع مبارزه کرد، حسرت خوردن، تنها واقعیت را از ما دور می کند. اما ما آن درد را باید درکش کنیم و اجازه دهیم از بدنمان عبور کند. ما به زندگی مان برسیم تا آن فرصت هم کارش تمام شود و برود، برود و جزئی از گذشته شود که قرار نیست مدام با حسرتی داغ شود.
برای دست کشیدن و رها کردن موقعیت و یا شخصی، باید اول «از دست دادن» را به نوعی تجربه کنیم. یعنی باید از دست دادن را حس کنیم و برای این حس کردن باید واقعیت های دنیا را آنگونه که هست ببینیم. مثلا برای به دست آوردن خانه بزرگ تر باید بیشتر کار کنیم و آزادی و راحتی گذشته را از دست میدهیم. برای دیدن ازدواج فرزندانمان، بودن آنها در خانه را از دست میدهیم. به هر حال برای هر بدست آوردنی نوعی از دست دادن وجود دارد.
در حقیقت این است که برای به دست آوردن یک رابطه یا یک موقعیت دیگر باید رابطه قبلی و موقعیت قبلی خود را از دست بدهیم. ما میتوانیم یا همچنان به از دست دادن هایمان بچسبیم و هر روز بیشتر احساس درماندگی کنیم، یا آنچه را مدتها قبل از دست دادیم رها کنیم و به استقبال تجربه های جدیدتر برویم.
متن های کوتاه این کتاب در طول سه سال نوشته شده است که در دل هر متن نکتهای وجود دارد، که ممکن است بتواند بینشی جدید را برای مخاطب به ارمغان آورد.
هر متن همچون قطعه ای کوتاه است که وقتی در کنار هم قرار میگیرند، موسیقی کتاب را واضح و شفاف می کنند. متن ها در راستای خودشناسی هستند، شناخت خود در روابطی که تجربه میکنیم و اتفاق هایی که برایمان رخ می دهند.
پونه مقیمی در سال ۱۳۶۱ متولد شد. ا. یکی از روانشناسانی است که در شبکه اجتماعی اینستاگرام هم فعالیت میکند، صفحه پر بازدیدی دارد و بخشهای بسیاری از کتاب تکههایی از یک کل منسجم را هم در صفحهاش منتشر کرده است. تاکید او هم در این کتاب و هم در مطالبی که در اینستاگرامش منتشر میکند، بر شناخت، پذیرش، دوستی و آشتی با خود است.
کتاب تکه هایی از یک کل منسجم به کسانی که به کتاب های روانشناسی در باب خودشناسی،موفقیت و هدفمندی علاقمندند پیشنهاد می شود.
انتظار داریم کسی باشد، چیزی و یا نیرویی فراتر از ما تا به ما پرواز را بیاموزد، پرواز از فراز دردها و رنج ها. حقیقت این است که قصۀ پرواز یک قصۀ قدیمی شکست خورده است. پرواز هیچ گاه برای ما نبوده و نخواهد بود. پرواز داستان پرندگان است. ما آدم هایی هستیم که بر روی پاهایمان راه می رویم و دنیا را با دست هایمان لمس می کنیم. داستان ما، دیدن و حس کردن و لمس کردن است. با همین بدن و همین ذهن!
صمیمیت یعنی درک کردن و حس کردن یک فرد با تمام وجود و بدون هیچ قضاوت و مقایسه ای؛ یعنی حضور داشتن در سکوت. این یعنی رشته ای باریک و نازک از صمیمیت که در لحظه ای کوتاه ایجاد می شود. آنچه رابطه را سالم نگاه می دارد، تکرار همین صمیمیت های کوتاه مملو از حضور و مشاهده است. در واقع همین صمیمیت های کوتاه و ساده، رابطه را عمیق و معنادار می کند و می تواند مرهمی بر تنهایی درونی ما باشد.




شما هم میتوانید در مورد این کالا نظر بدهید.
برای ثبت نظر، از طریق دکمه زیر اقدام نمایید. اگر این محصول را قبلا از کتاب ماندگار خریده باشید، نظر شما به عنوان مالک محصول ثبت خواهد شد.
افزودن دیدگاه جدیدهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.